خرید کمیک زبان اصلی در درون ابراهیم صدایی وجود دارد که او را به ارتکاب جنایتی ترغیب می کند. ابراهیم کتابفروش قصد دارد برای جلوگیری از این صدا خودکشی کند و برای این کار ، او از امان ، پایتخت اردن ، به شهر ساحلی عقبه سفر می کند ، جایی که تصمیم می گیرد آخرین روز زندگی خود را زندگی کند – قبل از اینکه در دریا خودکشی کند. ؛ بنابراین او بیشتر پس انداز خود را در این راه صرف می کند؛ اما این رونق چند ساعته او را به زندگی علاقه مند می کند و نسبت به خودکشی مردد است.

صبح ، وقتی می خواهد خودکشی کند ، دختری را می بیند که مانند ابراهیم قصد دارد به زندگی خرید کمیک زبان اصلی خود پایان دهد. اما حضور ابراهیم در کار او اختلال ایجاد می کند. همانطور که حضور این دختر مانع از خودکشی و عاشق شدن ابراهیم می شود. دختر به جای گذاشتن دفترچه ای که ابراهیم در ساحل پیدا می کند ، با سلامتی از آن شهر به محل زندگی خود برمی گردد و ابراهیم برای یافتن دختر سالم برمی گردد. اما pdf کتاب او هرگز نمی داند چه غافلگیری در انتظار او است. اینجا عشق زندگی است. این رمان پر از شگفتی است که خواننده را در هر قسمت مراحل چاپ کتاب از آن متعجب می کند. از ابتدای رمان تا پایان آن ، خواننده تعجب می کند و این باعث کشش رمان می شود. همانقدر که خواننده دوست ندارد رمان را رها کند تا وقتی که تمام شود.

شما گفتید که ابراهیم مشکلاتی داشت. مثل از دست دادن یک کتابفروشی. نویسنده خرید کمیک زبان اصلی تا چه حد به بررسی مشکلات اجتماعی و احتمالاً مواضع حساس در این اثر پرداخته است؟
کتابفروشان داستان نابرابری و بی عدالتی در جوامع عقب مانده است که رنج حاشیه نشینان و ستم دیدگان را به تصویر می کشد ، که توسط افراد مفسد و نفوذی حقوق آنها نقض شده است. کسانی که صاحب همه چیز هستند؛ آنها حتی خانواده های خود را از دست داده اند و کسی نیست که بتواند از آنها محافظت کند. افراد بی دفاعی که برای محافظت از خود و زنده ماندن همه کار می کنند.

زبان کتاب زبانی روان و عمیق است. بورگس موفق شده است زیر پوست جامعه اردن قرار بگیرد و خرید کمیک زبان اصلی آن را حفاری کند. این کتاب بسیار شیوا است و بیانگر درد انسانی است که می تواند در هر کجای جهان سوم باشد. دردی که بورگس خرید کمیک زبان اصلی در این رمان درباره آن می نویسد ، درد کلی جهان سوم کتابناک است.

چگونه با این رمان آشنا شدید و تصمیم به ترجمه آن گرفتید؟
واقعیت این است که اوایل سال جاری و پس از آنکه ترجمه رمان «بادکنک سیاه» نویسنده اریترایی ، «هادی جابر» را که کتابش برنده جایزه ادبی قطر بود ، به پایان رساندم و آن را برای ناشر ارسال کردم ، کتاب جدیدی را شروع نکردم و فقط مطالعه کردم. دوست کتاب کودکانه، نویسنده و مترجم احمد حیدری مجد که حدود بیست رمان و کتاب ادبی از فارسی به عربی ترجمه و در جهان عرب منتشر کرده است ، کتاب را برای من به کتابفروشان فرستاد تا آن را بخوانم تا لذت ببرم و اگر خوب دیدم رمان. خوب ، ترجمه آن را در نظر بگیرید. من فقط رمانی را که شروع کردم دوست داشتم و تقریباً به صفحه پنجاه رسیدم. بلکه تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم. به همین دلیل آن را ترک نکردم و آن را به پایان رساندم و به محض رسیدن به آخرین صفحه ، شروع به ترجمه صفحه اول کردم. در این بین با جلال برجاس ، نویسنده رمان تماس گرفتم و برای ترجمه و چاپ کتابش در ایران با او مشورت خرید کمیک زبان اصلی و موافقت کردم ؛ به عبارت دیگر ، ما مجوز انتشار را از نویسنده دریافت کردیم.

رمان همانطور که گفتم رمانی بسیار خواندنی و جذاب است. خواننده هرگز از خواندن آن خسته نمی شود ، و دوست ندارد آن را ترک کند تا زمانی که فروش کتاب پزشکی آن را تمام کند. در حال حاضر ، ترجمه کتاب از نظر اقتصادی هرگز برای یک مترجم مقرون به صرفه نیست. مترجم برای تکمیل کتاب مجبور است بیشتر وقت خود را از جیب خود بگذراند ، اما برخی از کتاب ها مانند کتاب های کتابفروش چنان مترجم را وسوسه می کند که دانلود کتاب های زبان انگلیسی بسیاری از مشکلات و موانع را پشت سر می گذارد تا هم از لذت لذت ببرد. هم از ترجمه و هم از طریق کتاب لذت چاپ آنها.

در حال حاضر مرحله ترجمه این رمان در چه مرحله ای است و چه زمانی منتشر می شود؟
ترجمه کتاب به پایان رسیده و در حال ویرایش و بازخوانی است. همانطور که می دانید چنین آثاری نسبت به ترجمه به تلاش و زمان بیشتری نیاز دارند. رمان جذاب “کیمیا: دختر مولانا” از نویسنده مصری ولید علاdinالدین در حال حاضر طاقچه در مراحل نهایی انتشار است خرید کمیک زبان اصلی و امیدوارم به زودی منتشر شود. رمانی که ترجمه و تکمیل آن برای من بسیار دشوار و گران بود؛ خصوصاً از نظر زمانی و ذهنی. رمان و رمان استوری کتاب “بادکنک سیاه” (که اکنون در انتظار انتشار است) توسط نشر مروارید منتشر می شود.