Tهنک G-d مادر من است که در حال حاضر مرده است. من خودم که می گوید زیادی در این روز است.

نه سال پیش او را تشخیص سرطان و مرگ اجتناب ناپذیر بودند دلخراش ترین تجربیات من تصور هرگز. و تا زمانی که من می تواند به من نیست. تا روز قبل از او درگذشت من این کلمات را از او بپرسید: “چگونه می توانم شما زندگی بدون مادر خود را?”

من نمی خواهم به بحث در مورد پایان زندگی او است. من نمی خواهم به صرف زمان رفتن را از طریق نسل از خانواده, عکس Judaica و یادگاری با وجود او التماس من به.

اما هنگامی که تنها درمان چپ بود و هیچ درمان در همه, ما همه چیز ممکن است به اطمینان حاصل شود که مادر ما زندگی می کردند واقعا مرگ خوب است.

در حال حاضر در این زمان از COVID-19 من به عقب نگاه در آن دوره تاریک با قدردانی عمیق.

ما ساخته شده خانه اش خانقاه به چند هفته رفتن و دور پارتی: فکر می کنم قرنطینه در دیدار خانه باز. ما خندید زیادی در مورد من چگونه بیدار شدن از خواب با او چندین بار در شب بود بوت کمپ برای پدر و مادر نوزاد; در مورد چگونه ناعادلانه از آن بود که او می خواهم قبل از مرگ Downton Abbey‘s 2014 فصل برتر; در مورد guilting من برای استرس-خوردن در آسایشگاه به خانه. ما livestreamed یوم کیپور. ما برگزار شد دست او را نوازش او keppee (پیشانی) و گوش نزدیک به آخرین نفس. من می خواهم قول او “ما نمی خواهد اجازه رفتن تا پدر [که او می دانست که خواهد بود انتظار با دراز در طرف دیگر] می گوید: ‘Gotcha.'”

در عرض چند ساعت ما برنامه ریزی مراسم تشییع جنازه که با توجه به هم پیوسته یهودی تعطیلات به تعویق افتاد و پنج روز. مدیر مراسم تشییع جنازه ارائه livestream گزینه است. Livestream او تشییع جنازه ؟ “آن را,” او گفت:. “شما هرگز نمی دانید که ممکن است آن را نه در فرد.”

بدن او غیر روحانی در ذخیره سازی سرد تا دوستان نزدیک و اعضای کنیسه انجام مراسم تهرا (تصفیه یک بدن مرده برای دفن). یکی از آنها وعده داده شده: “من نگاه به چهره او به نرمی قرار داده potsherds در پلک و پهلو خود را به او کفن.”

بازو در بازو و شانه به شانه دوستان و خانواده پر Plaza Jewish Community Chapel محکم شما می توانید از گوش مردم تنفس. آنها رد و بدل آغوش و بوسه بیت از داستان و مقاله. من به یاد داشته باشید عطف را در میان جمعیت که قدیمی ترین برادر زمزمه کرد: “نگاه کنید! مامان تشییع جنازه بسته بندی شده است!” وجود دارد قلبی مداحی یک klezmer ویولن سولو و پسر عموی ما که با ما تماس بگیرید “لزبین Reconstructionist خاخام به نجات” raucously آواز مادر مورد علاقه—”من صرف Chanukah در سانتا مونیکا”—قبل از مناجات باستان ال مال Rachamim (دعا و نماز برای روح رفتگان).

ما به خاک سپرده شد او در شلوغ گورستان یهودیان در مرز لانگ آیلند و ملکه است. برادران من و من خوب در بلند مدت ما پیش پیمان را به طور کامل پوشش پدر و مادر ما’ تابوت با خاک خودمان بیل با بیل. پس از آن خانواده و دوستان ما با تشکیل یک انسان گذرگاه طاقدار برای ما به راه رفتن را از طریق فیزیکی مجسم جامعه که نگه داشتن ما در حالی که ما غصه دار نمادین گذار ما به شیوا. ما در سمت چپ مادر در کنار ما پدر و mechutanim (قوانین). او چیزی جز تنهایی.

نشسته شیوا (هفت روز یهودی آیین شدید عزاداری) به دنبال اولین بار در برادر من و در من کوچک فوقانی سمت غرب آپارتمان. ما احاطه شده توسط دوستان و عزیزان. که انتظار می رفت مورد نیاز تقریبا گرفته شده برای اعطا. آنها شاهد غم ما برگزار شد ما در طولانی تمدید آغوش دعا با ما, گذشت حدود, پیر, تصاویر به اشتراک گذاشته شده همه چیز در مورد مادر ما ما حتی نمی دانند که آورده و راه بیش از حد babka.

این درد به بازشماری همه از این در حال حاضر به عنوان COVID-19 خوش عزاداران از هر صمیمی در فرد نزدیک عزادار مراسم. این نمی تواند به حالت عادی. آن را چیزی جز عادی.

هفت سال بعد, من از غم و اندوه از دست دادن مادر من تکامل یافته است. چگونه و چرا من تعجب می کنم ؟ من به سرند در جامعه; من شد پدر و مادر به نوزاد; من فیلم ساخته شده که کشف عشق و غم و اندوه. و من بارها و بارها به من بگویید در حال حاضر 6-year-old daughter بتن داستان در مورد او Bubby و پدر بزرگ—داستان های متصل به اشیاء آنها را دوست داشت برای استفاده و که من باید یکپارچه به خانه ما, آداب و رسوم ما و زندگی ما با هم.

در طول مستند من خودم fantasizing: اگر مادر زنده بود چطور می توانیم صرف مجازی ما با هم ؟

در پایان زندگی او وجود دارد دو چیز اساسی او می خواست: با من و صلح از ذهن. او می خواست به صحبت در مورد پایان زندگی او و آنچه او واقعا امیدوار به تصویب در به ما به معنای واقعی کلمه و معنوی است. او می خواست برای رفتن از طریق تمام چیزهای که او نمی تواند با او, بنابراین ما می دانیم چه چیزی بود. و او می خواست به صحبت در مورد آنچه واقعا اهمیت—به او به ما به خانواده ما.

بله اگر مادر من در طرف دیگر از یک زوم من می خواهم با استفاده از زمان ما را به انجام یک بررسی مسائل.

او تا به حال هیچ مشکل بحث در مورد زندگی بخواهد و “نه زنده” سفارشات. من. اما شاید من می شده اند وجود دارد هر چه زودتر به حال من او را گرفته منجر شود و به سادگی آغاز شده توسط درخواست او در مورد ظروف پایه دار او همیشه متنفر استفاده می شود اما به هر حال از آنجا که پدر من او را شگفت زده کرد با آن به صورت عمده سالگرد. یا من Bubby بسیار سنگین بسیار قدیمی شمعدان برنجی. که داستان من را می بازشماری چرا که من از شنیدن آن است. “Bubby آورده و آنها را بیش از Dvinsk (لتونی) در سال 1903. آنها بخشی از جهیزیه خود را از پدر و مادر خود را. او با استفاده از آنها هر Shabbos. یک روز آنها شما خواهد شد.”

بله اگر مادر من در طرف دیگر از یک زوم من می خواهم با استفاده از زمان ما را به انجام یک بررسی مسائل.

“OK Ma, ما در حال ضبط. پیدا کردن عکس از پدر و برادران او را کمک کرد بیش از Bobruisk. آیا نام خود را چرا ما رشد دانستن آنها و جایی که شما فکر می کنید همه خود را فرزندان و نوه در حال حاضر ؟

ما می خواهم به حرکت به سمت آشپزخانه: “بیایید شروع خود را با Moulinex La Machine 2. چرا شما از فولاد ضد زنگ جعبه اهنی به یک پردازنده مواد غذایی? این بود که هزاران سال از دست گریتینگ سیب زمینی latkes (پنکیک) تا یک تیز کند ؟ برای من بله. شاید اگر ما خوش شانس بودند او می تواند الهام به ما میآموزد که چگونه برای ایجاد کامل latke.

اگر مادرم زنده بود و من فکر می کنم او می خواهم پیشنهاد ما به نوبه خود این دوره مجازی حضورها را در یک زمان برای داستان سرایی بین نسل ها یک فرصت برای بحث در مورد آنچه واقعا مهم و یک فرصت برای پیدا کردن آنچه در آن است که ما واقعا نیاز به ترک فرزندان ما.

جودیت Helfand را از ویژگی های فیلم مستند را دوست دارم و چیزهای برتر خواهد شد در اسناد جشنواره که در آن جریان از 28 مه تا ژوئن 24.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de