Mike Birbiglia, نویسنده ‘یکی از جدید,’ توصیه پنج غیر مشهور خاطرات است که شما را به خنده و گریه

راه Mike Birbiglia, مذاکرات در مورد زندگی مانند یک چاقو از طریق کره: روشن و مختصر و مستقیما به نقطه. ایستادن طنز است نیویورک تایمز پرفروشترین نویسنده, نویسنده, کارگردان, بازیگر, رادیو, نشان می دهد, عامل, پادکست, میزبان, من متوقف لیست چیزهایی چون تقریبا هر چیزی شما می توانید از فکر می کنم او آن را ندارد. آخرین خاطرات یکی از جدیدبر او ضربه برادوی نشان می دهد, بررسی مصیبت ها و از خود تمایلی به آمدن به شرایط با پدری. بافته شده از طریق اشعار به قلم همسرش, Birbiglia می نویسد: از عشق وعاشقی با پیتزا, مدیریت کار و خانواده و کشف شادی از والدین چیزی که او هرگز واقعا انتظار می رود برای پیدا کردن. کار خود را در زمان و به خصوص در این کتاب است مکیده حق از زندگی خود را با جزئیات نفیس و دقت است. پس از آن بود که تنها اتصالات که ما تا به حال فرصتی برای بحث در مورد هنر از خاطرات و صحبت از طریق برخی از مورد علاقه خود را که تحت تاثیر کار خود را.

یکی از جدید

دانیل Modlin: من نمی تواند متوقف خنده در حالی که خواندن کتاب خود را. و من می دانم که مردم می گویند که تمام وقت, اما شما باید واقعا صدای قوی در نثر ، با خواندن این کتاب احساس گوش دادن به شما در این زندگی آمریکایی.

Mike Birbiglia: با تشکر آره کسی که همان خوبی است Bess Kalb که فقط نوشت: هیچ کس نمی خواهد به شما بگویم این اما من: درست (به من گفته) داستان. این یک داستان واقعی به گفته نویسنده از دیدگاه من که گذشت. واقعا من فکر می کنم شما می توانید بگویید یک تلویزیون نویسنده آن را نوشته است در شرایط چگونه خوش منظره و زیبا نوشتن است. و انگار این صحنه ای که مادر خود را به عنوان یک فرد بالغ جوان است که صحبت کردن به من در مورد آن مرد او را میبیند و او می گوید که او قصد رفتن به مین برای کریسمس برای دیدار با مرد خانواده است. مادر بزرگ شروع به تعجب در مورد سیستم مدارس دولتی در ایالت مین و مادر به او می گوید: “ما حتی با هم زندگی می کنند و در عین حال” و مادر بزرگ می گوید: “شما” و بنابراین مادر می پرسد: “چگونه می دانید؟” و مادر بزرگ می گوید: “از آنجا که آن را در اواسط دسامبر و شما در حال رفتن به مین است.”

هیچ کس نمی خواهد به شما بگویم این است اما من

آن را فقط مانند یک فیلم بزرگ خط و شما می توانید واقعا دیدن این صحنه ها و شنیدن حتی تن او می گوید آن را در صورت خود را ببینید, از, درست است که کمی از گفت و گو. آن را برای ساخته شده است مریل استریپ. این کتاب فقط به خوبی انجام می شود و به عنوان مثال بزرگ از یک نویسنده جوان فقط کاملا انفجار این نوع از خاطرات. خاطرات و بازگویی خاطرات است که در حال حاضر این ناقص سیستم عصبی. شما می خواهید به باور نویسنده تمام وقت اما شما تعجب اگر آنها به شما گفتن حقیقت است. در هیچ کس نمی خواهد به شما بگویم اینشما نوع می دانم که این درست نیست بلکه شما کشیده به باور او در هر مرحله از راه را از آنجا که در برخی از راه, این نوع درست است.

DM: خواندن کتاب خود را و من اعتقاد شما کل تا زمانی که یکی از شما را اشعار در آمد و من فکر کردم که او واقعا گفتن حقیقت ؟ اشعار پراکنده در سراسر بودند و مانند یک یادآوری به شما شک اما همچنین به طرز عجیبی به من اعتماد شما بیشتر است.

MB: بسیاری از مردم بپرسید David Sedaris چگونه بسیاری از داستان های خود را در حال درست است و من شنیده ام او را می گویند در مصاحبه با “درست به اندازه کافی برای شما.” من صحبت کردن در پادکست جدید در مورد این داستان از زمانی که من برای اولین بار متوجه شدم من تا به حال سرطان و ایرا شیشه به من کمک کرد تا درک کنند که من در گفتن آن اشتباه تمام وقت است.

زمانی که من 19 بود دکتر به من نگفت من تا به حال سرطان مادر من در واقع انجام داد. و این واقعا جالب است زیرا گوش دادن به پادکست قسمت پشت من داستان در دو راه کاملا متفاوت — یکی از حافظه و یک در حالی که برآمده خاطرات به عنوان من آن را بگویید. من فکر می کنم که واقعا به آن ایده این است که در حالی که شما در حال خواندن و نوشتن و یا گفتن یک داستان شما تصور چیزی است که آن را به عنوان اتفاق افتاده است اما در واقع این فقط مهم نیست که چه, یک تقریب از آن تجربه. و بنابراین من فکر می کنم یکی از جدید است که او گفت: او گفت: یا واقعا یک گفت/او شعر است.

DM: آیا شما از کتاب های مورد علاقه توسط Sedaris?

MB: من بحث خیلی یک روز. من در اوایل دهه بیست سالگی و آن را یک لحظه برای من زمانی که من خواندن آن را به خاطر من خنده خیلی سخت در مترو و مردم در اطراف من باید فکر می کردم من کمی دیوانه. من در زندگی با دوست دختر من در آن زمان بودند و ما در حال نزدیک شدن پایان رابطه ما بدون تحقق آن. ما در انتقاد از یکدیگر در مورد چیزهایی که حتی واقعی مانند “ما به دیدار پدر و مادر خود را دوباره واقعا؟” شما می دانید ؟ و بنابراین من به او گفت: “من این کتاب را بخوانید و من فکر می کنم من می خواهم به نوشتن مقالات مانند David Sedaris” و من فقط به یاد داشته باشید او گفت: “این احمقانه ایده من تا کنون شنیده ام.”

من بحث خیلی یک روز

DM: جالب است شما برداشت Sedaris زیرا او خیلی خوب در گرفتن چیزی تیره و ساخت آن خنده دار است. شما در حال خنده و شما نیز فکر “من نباید خنده” و من احساس می کنم مانند شما انجام همان چیزی که با سرطان, راه رفتن در خواب و در نقاط در این کتاب حتی دست زدن به در و تمایلی وجود ندارد و پدران است.

MB: آره منظور من زیبایی از کمدی است که نوشتن از محل درد و سپس تلاش برای انجام یک هودینی ترفند زیر آب از آزادی خودم را از ساخت چیزی نیست که خنده دار به چیزی که خنده دار است بنابراین ما می توانید صحبت در مورد آن.

من فکر می کنم یک مثال از کسی که این خوب است Zadie اسمیت به خصوص در صورت تمایل. راه او به تناوب بین شوخ و عمیقا عمیق است که فقط بی عیب و نقص. برخی از مردم وجود دارد مانند اسمیت که فقط خیلی خوب است که شما مرزی را در نوشتن کتاب خود از آنجا که شما فقط “خوب, این است که قطعا نمی شود که.” و من فکر می کنم که درست است در تمام اشکال هنر است. شما تماشای ریچارد قبل و کریس راک و جری Seinfeld و آن را تقریبا دلسرد چون شما فکر می کنید “من هرگز به عنوان خوب به عنوان آن است.” آن زمان من هفت سال به امینی به درک من قصد ندارم به این که, اما من قصد دارم به این, و این درست است.

DM: این کتاب به سرعت می خواند اما آن را سرگرم کننده و آن را احساس می کند مانند خوان در اتاق با شما در زمان پرواز بر روی دیوار, تماشای شما و همسر شما باید این گاهی اوقات شدید مکالمات. به شما می گویند در کتاب “یک تکه جامد از زندگی من صرف زندگی و دیگر دلچسب خلال صرف در مرحله جوک گفتن در مورد زندگی.”

MB: تاثیر بزرگ برای من است مریم Karr. من معرفی دو کتاب او دروغگو باشگاه و هنر خاطرات. دروغگو باشگاه خیلی خاطره انگیز است و همه او را به نوشتن. هر جمله مثل این است که شما می توانید بو و طعم و مزه و احساس هر تصویر که در سمت راست صفحه. دروغگو باشگاه بود که من اولین مقدمه برای صدای او و پس از آن مورد علاقه من است. مانند آن چه مورد علاقه هر کس وس اندرسون فیلم اولین بار است که یکی از آنها را دیدم. او خیلی استادانه چرا که او قادر به تعادل تراژدی و طنز و بشریت قرار می دهد و این محصول را بر روی صفحه.

دروغگو باشگاه

هنر از خاطراتمن فکر می کنم بهترین داده ها با یگدیگر از چرا و چگونه به نوشتن خاطرات و من فکر می کنم اگر مردم علاقه مند به نوشتن خود خاطرات واقعا نگاه نکنید.

هنر خاطرات

DM: آیا شما فکر می کنم آن را آسان تر به نوشتن خاطرات, شما می دانید, به عنوان Mike Birbiglia به عنوان تنها کسی که در خارج وجود دارد که می خواهد آن را به یک شات ؟

MB: چیزی که واقعا برای من مهم مورد جدید یکی بود که من می خواستم آن را به زندگی خود را در آن. مردم ممکن است می دانم من از Trainwreck است و یا نارنجی و یا حتی ایستادن اما من می خواستم این کتاب را به خود آن چیز به طوری که هر کسی می تواند آن را انتخاب کنید و آن را هنوز هم خواهد بود ،

و بنابراین اگر شما نگاه کنید در پوشش آن جهان کوچکترین نویسنده photo. وجود دارد فقط کمی نقاشی از من در بین یک زیردریایی و یک خرس چون من می خواستم این کتاب را به روی پای خود بایستد.

DM: نوشتن بود این شبیه به نوشتن ایستاده است ؟ منظورم این است که بسیاری از خود ایستادن نوع است خاطرات, راست?

MB: بنابراین من فکر می کنم در مورد یک نقل قول که [مارگارت] اتوود در مصاحبه ای گفته بود که “زمانی که شما دست مردم کتاب شما واقعا توزیع آنها یک قطعه از موسیقی ورق.” ابزار ذهن خود را و شما نمی توانید کنترل کنید که چگونه آنها آن را بازی کند. و بنابراین شما باید واقعا دقیق اما همچنین اجازه دهید چرا که در پایان روز شما می توانید تجربه با آنها شما فقط می توانید سعی کنید به آن را برای آنها را به بهترین شکل ممکن.

مصاحبه ویرایش شده برای وضوح.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de