من صرف بیشتر از روز چهارم جولای, فکر, مورد گورستان های گذشته امریکا در آینه دید عقب. من فکر کردم در مورد همه ما مرده مدفون در اروپا و اقیانوس آرام در آرلینگتون در شهرهای کوچک و شهرهای بزرگ در اینجا جان خود را از خدمات و فداکاری; نه آرام ناشناس یادآوری از چه کسانی و چه زخمی ما کشور تحویل داده شده به جهان به عنوان یک هدیه به نام آزادی.

من فکر کردم در مورد یک دیوار در واشنگتن و یک موزه در نوک جنوبی منهتن. من فکر کردم در مورد همه آتش نشانان و افسران پلیس, پزشکان, پرستاران, EMTs و هزاران نفر از قربانیان ادعا توسط یک ویروس است که وارد مانند یک strangler دست به عنوان دولت ما خواب و بیش از حد بسیاری از انتخاب های ما رهبران کج خلقی اما نتوانست منجر به شکست در کار ساده ارائه یک حقیقت یک هشدار در حالی که ویروس ساقه ما با یک وحشی و آشکار اشتها.

من فکر کردم در مورد یک کلمه—ایران—و عبارت “ما همه در این با هم” و من تشخیص هر دو امروز به عنوان یک غمگین دروغ است. ما نه ایران و نه با هم. واقعیت این 4 جولای.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de