من در زندگی یک گنبد در هاوایی برای شبیه سازی زندگی در مریخ

منt خدمه اولین شب ما تا به حال فقط ما حل و فصل در. کیم Binsted, اصل محقق در HI-SEAS, پروژه, آماده به ترک به مدت چهار ماه و عصبی من فکر می کنم در مورد راه اندازی این ماموریت مریخ یک پروژه که شکوفایی بود به طوری نامشخص در سراسر تجمع—ناسا تقریبا کشیده بودجه وجود دارد تاخیر در ساخت و ساز از زیستگاه—که در زمان آن را تقریبا به نظر می رسید اگر هر یک از ما به نگاه کردن ما می خواهم جمعی خودمان اجرا کردن لبه یک صخره شیب دار. و در عین حال در اینجا ما بودند. در ظرف حمل و نقل متصل به گنبد او و من ایستاده بود احاطه شده توسط چهار ماه از قفسه پایدار مواد غذایی, ابزار دست و کوه از کاغذ توالت و حوله کاغذی. در حمل و نقل کانتینر, من به دنبال او زل زل نگاه کردن به یک تبر به دیوار تکیه داده. و سپس من شنیده ام او را می گویند “شاید من باید این کار را با من.”

من تصور آنچه که او ممکن است تصور کرده اند و یا شاید آن را فقط به آنچه من تصور بود که بسیار خونین و میر ناشی از خدمه ما در دست یکی از ما که ممکن است به صورت ذهنی صدا تحت فشارهای انزوا و یا حتی در دست یک مزاحم زیرا اگر ما زیستگاه شد از راه دور ما هنوز از لحاظ فنی در دسترس است. در هر صورت این واقعیت از انزوا و آسیب پذیری تحقق آن و داوطلبانه حذف از خودم از زندگی به عنوان من تا به حال شناخته شده آن تیز.

تبر. همه کار و هیچ بازی… چه به فضانورد stand-in ؟ Binsted و من آرام برای چند ثانیه و سپس به دلایل نامعلوم من اصرار او نیست در مورد آن نگران باشید. ما ممکن است نیاز به یک تبر اگر آتش به من گفت: یا برخی از شرایط اضطراری. همچنین اگر کسی می خواست برای کشتن ما را می تواند انجام این کار در بسیاری از راه های دیگر مانند بالش تان, هر چند من واقعا امیدوارم که به قتل رسیده در حالی که تظاهر به زندگی بر روی مریخ است. او scowled و تردید و سپس در نهایت به توافق ترک آن است. من هنوز هم نمی دانم چرا من اعتماد به نفس تبر نمی تواند یک مشکل—نبود—اما من تعجب می کنم در مورد غرایز من در این مورد است.

ما هشدار داده شد در مورد اثرات انزوا در کوچک و بزرگ راه. کوچک راه: مختصر اشاره به دوران ما قبل از ماموریت کنفرانس تلفنی درباره تنش بوجود می آیند که در بین خدمه و دوستان خود و خانواده و ماموریت پشتیبانی در بازگشت به خانه. داستان در مورد کوچک نارضایتی قبلی آنالوگ ماموریت—از دیگران جویدن برای تلفن های موبایل احساسات صدمه دیده که شب فیلم انتخاب نشده محترم و یا بدتر مسخره و کلی عدم حفظ حریم خصوصی—دیواره های نازک و این واقعیت است که بسیاری از فضای به اشتراک گذاشته شده است فضا. ما شنیده ام که چگونه این مواد محرک به حال منجر به طغیان عاطفی در دیگر ماموریت شبیه سازی شده و یا چگونه آنها می خواهم پر به کیسه سکوت کینه به نشت پس از بازگشت به زمین است.

بزرگ راه های که در آن ما هشدار داده شد: چند ساعت-بحث های طولانی برای کشف آنچه ما شکستن امتیاز خواهد بود. خواهد ما را رها ماموریت اگر ما ناگهانی و کار ارائه می دهد ؟ اگر کسی به خانه مریض شدم? اگر کسی فوت کرد ؟ اگر ما بیمار است ؟ چگونه بیمار ؟ ذهنی? جسمی? اگر ما از دست رفته ایمان ما crewmates یا در این پروژه به طور کامل ؟

و ما چگونه برنامه ای برای مدیریت این مستند چالش های جداسازی? این چالش ها شامل اما نه محدود به چیزی است که دانشمندان به نام “سه ماهه سوم” سندرم است که در آن خارش شود در هر نقطه اما در داخل گنبد را با بهترین دوستان است شعله ور از داغ شدن وقتی که پایان نزدیک است اما نه کاملا در دسترس است. خاطرات از قطب شمال و قطب جنوب اعزامی نشان می دهد که آن را ویژه زمان سه چهارم به ماموریت خود را. شما عادت به روال خود را در بر داشت و یک ریتم اما واقعیت سخت بودن قطع از دیگران خواسته های خود وظایف و خصلت خود crewmates شروع به پوشیدن بر شما و پایان دادن به این پایین به بالا-درجه شکنجه است هنوز رتبهدهی نشده است در نزدیکی. چالش های دیگر عبارتند از یک بیگانگی بین خدمه و کسانی که به خانه برگشت جایی که نیت و تن هستند اشتباه تفسیر در ارتباطات: از “خدمه-زمین قطع کنید.” مردم احساسات صدمه دیده است; اطلاعات نیست و به طور موثر منتقل; هر کس نا امید می شود. بهره وری و خلق و خوی می تواند به نازل شدن.

چالش ادامه خواهد داد و می تواند در فرم از وسواس با میکرو محرک. کوچک vexations—یک crewmate مورد علاقه عبارت دیگر تمایل به فضای بیش از حد ظریف و نه چندان ظریف slights—رشد macro در طول زمان در یک محیط بدون بسیار دیگری در جریان است.

در اینجا من گناه تا حدودی قابل پیش بینی. به عنوان یک نویسنده من تمایل به اطلاع از چیزهای کوچک. جزئی و ریز جزئیات محرک معتقدند من و سپس نگهداری زدن پشت سر من. چند بار در یک ردیف من جای کاغذ توالت در طبقه اول ، این آهنگ از crewmate سخت است-با کفی کفش یورتمه رفتن از پله ها پایین قابل ملاحظه ای سازگار و همیشه با صدای بلند. من هم تعجب که چرا یکی از من crewmates نگه داشته نوسانی او پا زیر میز در هر وعده غذایی به طوری که برای همیشه تا به آرامی به آن ضربه بزنید من در شین با فازی دمپایی ظاهری برای رسیدن به سراسر باور نکردنی فاصله به چنین تماس جزئی حتی پس از من جمع پاهای من به خوبی در زیر صندلی من. اما آنچه که من واقعا تعجب بود که چرا من نمی توانستم از او بپرسید برای متوقف کردن.

آیا این همه را من صدا کمی ناپایدار خودم ؟ نامناسب برای زندگی در یک محیط جدا با سایر افراد ، شاید. اما من می دانم که من تنها نبود. یکی از اعضای خدمه شکایت دیگری را مکرر گلو پاکسازی. کسی که بارها و بارها بیان غضب بیش از طول زمان آن را در زمان برخی از اعضای خدمه به کت و شلوار برای EVAs. و دیگر مشکوک است که موقعیت خود را در کارهای عادی و روزمره نمودار ناعادلانه بود چرا که آن را به او بیش از حد بسیاری از, بازگشت به عقب برد. سپس, زمانی که او در معامله با یکی از ما و بر داشت خود را در یک حتی بدتر از کارهای عادی و روزمره از صف قبل از او شد و حتی بیشتر نا امید. در هیچ خروجسارتر نوشت که جهنم افراد دیگر است. اما آنچه در مورد “افراد دیگر” و شما در حال برخورد به مدت هشت ماه از طریق فضای خالی از در چه مقدار به یک فلز می تواند در راه خود را به یک سیاره دور ؟

از سال 1967 تا 1968 شوروی محققان انجام شده در یک سال پزشکی-مهندسی آزمایش که در آن دو مرد از افراد زندگی در یک کپسول فضایی فقط به اندازه کافی بزرگ برای آنها و دو صندلی است که از آنها برگزار شد. در سفر به مسکو برای دیدار کیم Binsted در سال 2017, او و من صرف زمان تور بسیار بزرگ در مرکز قرار دارد که این آزمایش کپسول به عنوان به خوبی به عنوان Mars500 آزمایش 520-بعد شبیه سازی از کل ماموریت مریخ از “راه اندازی” را به سطح “سفر” به “سفر بازگشت به خانه.” هنگامی که راهنمای تور ذکر شده دو مرد در یک می تواند, من می خواستم به دانستن بیشتر در. او نمی تواند به جزئیات هر چند او گفت که آن را در واقع یک تجربه ناخوشایند برای این افراد است. پس از سال شد تا هر دو مرد در حال کار برای برنامه فضایی اتحاد جماهیر شوروی اما با توجه به راهنمای آنها هرگز صحبت کرد و به هر یک از دیگر دوباره.

ما خدمه در کنار هم به خوبی—من می خواهم بگویم عملکرد بسیاری از زمان و حتی jovially هماهنگ در مناسبت— اما برخی از شخصیتهای آیا برخورد. وجود دارد یک زن و شوهر از فریاد حملات و برخی از انزوا-در-جداسازی حوادث—است که رفتن به یک اتاق و اقامت وجود دارد برای یک دیگر از نظر فرهنگی پذیرفته شده دوره از زمان است. ما می خواهم توسعه فرهنگ خود ما برای چه بود اجتماعی انتظار می رود, اما برای برخی از خدمه که شخصیت نبودند خوبی به توافق تعاملات اجتماعی این ثابت می شود یک سویه. بسیاری از ما هنوز در شرایط خوب هر چند یک زن و شوهر از ما صحبت نمی کنم به دیگران است. یکی از ما نقل مکان کرد به نیوزیلند حدود یک سال بعد و نبوده است در آنجا تماس از.

هیچ چیز کاملا منطبق بر انزوا می آید که از صدها میلیون مایل از زمین cooped با سه تا پنج نفر دیگر, قادر به در زمان واقعی گفتگو با هر کس دیگری برای دو و نیم سال است. ناسا, ارتباط جنسی, مشکل از انزوا به مشکلات سلول در داخل یک فضای کوچک است. تام ویلیامز عنصر دانشمند برای عوامل انسانی و رفتاری و عملکرد انسان برنامه های تحقیقاتی در ناسا می گوید: انزوای طولانی مدت ماموریت یک چالش است زیرا انسان در حال تطبیقی موجودات زنده. ما آماده برای تغییر به یک محیط در حال تغییر است و ما رشد زمانی که تطبیق. “آنچه در انزوا می کند این است که مرتب کردن بر اساس از حذف که زمینه سازگاری زیرا زمانی که ما در حال جدا نمی کنیم… قادر به تعامل با محیط زیست ما در بسیاری از راه های مختلف,” او می گوید. “پس از آن مرتب کردن بر اساس از ایجاد این سد به ما اجازه می دهد به که تطبیقی انعطاف پذیر انسان است.”

در برخی از راه های آن مربوط به خستگی مشکل راه جنبه های خاصی از محیط زیست خود را در برنامه روزانه و مکالمات صاف از دست دادن بافت خود را. من و مجزا به یاد بیاورید نشستن در سان فرانسیسکو باغ آبجو با اچ مدت کوتاهی پس از بازگشت از مریخ است. سپس نزدیک و به طور ناگهانی: با صدای بلند پوست سگ های دندانه دار پرتاب و یک کبوتر به سرعت صعودی با عصبانیت کف زدن بال. من تقریبا تا به حال یک حمله وحشت. من به سختی می تواند باور اغتشاش در حالی که دوست من که تا به حال با آرامش نگاه نمی توانستم باور من دراماتیک پاسخ. اما حواس من تا به حال نشده است به طوری jarred در ماه.

ویلیامز همچنین می گوید که, اجتماعی و انزوا و چالش های ما توانایی برای تنظیم خود “از آنجا که ما به طور معمول یادگیری برای پاسخ به محیط زیست ما است که در آن افراد دیگر ممکن است واکنش نشان می دهند به ما.” چگونه بی قراری من احساس میکنم در چند روز اول پشت و پاسخ دادن به سوالات مصاحبه از اخبار رسانه ها و از مردم به طور کلی. این ممکن است صدای عجیب و غریب, اما من تعجب می کنم که من می تواند اعتماد. من تا به حال صرف بیش از چهار ماه ساختمان خاص و منزوی نوع از رفاقت با من crewmates. ماموریت ما در گرو ایمان ما و درک یکدیگر, ما مکالمه shorthands دانستن زمانی که ما جدی بودند و زمانی که ما شوخی و تلویحی و انگیزه های پشت آن است. اما چگونه می توان با افراد دیگر ؟ است که در خارج از گنبد ناگهان من نبود بنابراین مطمئن شوید.

ما همه شناخته شده ناراحتی دررفتگی غم و اندوه, تنهایی و یا سرخوردگی از احساس جدا شده در برخی از راه یا دیگری. و در اینجا بر روی زمین وجود دارد بسیاری از isolations برخی از کابوسی و غیر اخلاقی برخی مفید و برخی طبیعی و برخی محدود دیگران نامحدود. سلول انفرادی برای یک. جدایی از اعضای خانواده زمانی که آنها به مهاجرت به ایالات متحده است. جداسازی بیمار در بیمارستان, افراد مسن در خانه سالمندان به معلول ذهنی در موسسات مراقبت. که تنها بچه خود را در یک محله. جنگل زاهد گوشه نشین friendless بسته در. تنها زن و شوهر است. کارگران در یک زیردریایی و یا یک دکل نفت و یا در یک معدن زغال سنگ. مادران جدید برخی نویسندگان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دور زحمتکش در پنجره آزمایشگاه.

کلمه “انزوا” می توان به لاتین اینسولا که به معنی “جزیره”; همچنین این کلمه برای توصیف این چهار داستان بلوک-طولانی مجتمع های آپارتمانی در روم شهرستانها. “انزوا” به عنوان یک کلمه اجرا می شود سرد و بالینی. ظاهر آن به زبان انگلیسی در سال 1833 است که اخیر از مقایسه با “تنهایی” که به نظر می رسد زمانی در قرن 14. انزوا به احتمال زیاد بیشتر از تنهایی به توان علمی و یا پزشکی زمینه ای در انزوای یک ترکیب شیمیایی یا جداسازی به عنوان قرنطینه. و شاید این است که چرا کلمه حامل اجباری مفهوم حس اجباری انزوا. تنهایی در مقابل بیشتر به راحتی اجازه می دهد تا امکان انتخاب استخراج افکار تورو در والدن تالاب (امکانات لباس های شسته شده و یک وعده غذای گرم فقط یک پیاده روی کوتاه دور) انتخاب برای خود نسخه خود را از اجتماعی جدا شدن. تنهایی حداقل برای نویسندگان و هنرمندان می تواند مثبت و معنی—یک دولت که در آن فکر و کار تولیدی می توان به دست آورد.

در فضانورد مایکل کالینز ” کتاب حمل آتشاو توصیف نقش خود به عنوان فرماندهی ماژول خلبان اساسا انداختن نیل آرمسترانگ و آلدرین بر روی ماه و بارها و بارها چرخش بلوک را قبل از چیدن آنها را به بالا.

“من حدس می زنم تلویزیون مفسران باید reveling در تنهایی و استخراج انواع ساختگی فلسفه از آن, اما من امیدوارم که نه. به دور از احساس تنهایی و یا رها شده من احساس می کنم بسیار بخشی از آنچه در حال وقوع است در سطح ماه. من می دانم که من می تواند یک دروغگو یا یک احمق اگر من گفت که من باید بهترین از سه آپولو 11 کرسی, اما می گویم با حقیقت و متانت که من کاملا راضی با یک من… من معنی نیست که به انکار این احساس تنهایی. آن است که وجود دارد تقویت شده توسط این واقعیت است که ارتباط رادیویی با زمین به طور ناگهانی قطع در لحظه من ناپدید می شوند در پشت ماه. من در حال حاضر به تنهایی واقعا به تنهایی و کاملا جدا از هر گونه شناخته شده زندگی. من آن را. اگر یک حساب گرفته شد نمره خواهد بود از سه میلیارد به همراه دو بیش از طرف دیگر از ماه و یک به علاوه فقط خدا می داند چه در این طرف. من احساس می کنم این قدرت—و نه به عنوان ترس یا تنهایی—اما به عنوان آگاهی, پیش بینی, رضایت, اعتماد به نفس, تقریبا وجد و سرور. من دوست دارم احساس.”

من آمد در سراسر کالینز’ کتاب تابستان بین کاربر و ارشد سال دانشگاه. اگر من یک شیمی عمده حضور در یک کالج هنرهای لیبرال در کانزاس است که تابستان من زندگی می کردند در یک اتاق خوابگاه در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی با تشکر از بنیاد ملی علوم برنامه قرار داده شده است که مشتاق دانشجویان دوره لیسانس در آزمایشگاه فیزیک در سراسر کشور است. من پروژه اختصاص داده شده بود به استفاده از یک دستگاه به نام ellipsometer به تجزیه و تحلیل خواص الکتریکی از مواد نیمه هادی است که برخی از مردم امیدوار بودند که ممکن است یک روز جایگزین سیلیکون در تراشه های کامپیوتری. آن را تنها در تابستان. من صحبت می کرد و راه می رفت بسیاری در رالی شهرستان با عرض خیابانهای شلوغ و چاره پیاده رو. محلی استفاده کتابفروشی خواننده, گوشه, گرفت مانند واحه. من برداشت تا برخی از وولف است که من به عنوان خوانده شده به عنوان به خوبی به عنوان کالینز’ کتاب که من بلعیدم. هرگز من به عنوان خوانده شده هر چیزی توسط یک فضانورد که خیلی روشن بود و unsentimental بنابراین خاطره انگیز و خوبی نوشته شده است. من می خواهم زیرفشار از من فضانورد رویاهای در دبیرستان و دانشگاه—این احساس مانند مسائل بچه ها—اما که در تابستان مطالعه این کتاب کار من حل و فصل به دریافت دکترا در فیزیک به پیمان خودم را به رفتن به فضا است. “خود را به تنهایی خواهد بود و حمایت یک صفحه اصلی برای شما حتی در میان بسیار ناآشنا شرایطی و از آن شما را پیدا خواهد کرد همه مسیرهای” ریلکه نوشت.

استخراج شده از یک بار پس از یک زمان من زندگی در مریخ: فضای اکتشاف و حیات بر روی زمین توسط کیت گرین. کپی رایت © 2020 توسط نویسنده و تجدید چاپ با اجازه از سنت مارتین Publishing Group.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de